ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142725
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

زنجیر زنی و مسئله شرعی بودن آن  

از سنتهاى عزادارى در ايران است،در پاكستان و هندوستان نيز اين شيوه از ديرباز رواج داشته است.مجموعه‏اى از حلقه‏هاى ريز متصل به هم كه به دسته‏اى چوبى يا فلزى‏وصل مى‏شود«زنجير»نام دارد و آن را در ايام عاشورا، بصورت دسته جمعى و درهياتهاى عزادارى،همراه با نوحه خوانى،بر پشت مى‏زنند و گاهى جاى آن كبود يامجروح مى‏شود.غالبا اين مراسم با سنج همراه است.

اين شيوه عزادارى كه اغلب همراه با خون آمدن از پشت زنجير زنان است،بويژه در برخى مناطق و ملتها كه تيغهايى هم به زنجيرها مى‏بستند،در گذشته چون در ديد برخى‏ غير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت‏خويش جارى كردن فتوا دادند.

 75.jpg

در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ به‏استفتاهاى مردم، حكم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا كشمكشهاى‏مذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد كرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار كشيده شد (1) واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه‏هايى نيز كه حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبت‏به قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد.

پى‏نوشت:

1-موسوعة العتبات المقدسه،ج 8،ص 378(پاورقى). 



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 12:15 PM | نظرات(1)

80.jpg

زيارت عاشوراي سيد الشهداء عليه السلام

 روز عاشورا زيارت سيد الشهداء عليه السلام ثوابي افزون دارد ، به گونه‌اي كه زائر حضرتش در اين روز همانند كسي است كه پيش روي ايشان جهاد كرده و در خون خود غلتيده . (1) و كسي كه چنين امام حسين عليه السلام را ياوري كند اين گونه توسط پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله بشارت داده شده :

پی نوشت:

1. كامل الزيارات ، ص 57.

پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله به جگر گوشه‌شان امام حسين عليه السلام فرمودند :

طوبي لمن يقتل حولك (9)

خوشا به آن كه در اطراف تو به شهادت رسيد .



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 12:10 PM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای قرآن و کربلا

سوره ی مبارکه الشعراء: آيه 219

وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ(219)

و (نيز) حركت تو را در ميان سجده‏كنندگان! (219)

از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي عزوجل: « و تقلبک في الساجدين »؛ « و خداوند حرکت تو را در ميان سجده کنندگان مي بيند»؛ « سوره شعرا، آيه 219 » روايت شده است که اين آيه درباره علي و فاطمه و حسن و حسين و اهل بيت پيامبر خدا عليهم السلام است.

منابع

 بحار الانوار، ج 24، ص 280، حديث 1 - کنز جوامع الفوائد، ص 388



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 12:05 PM | نظرات(0)

« بسم الله الرحمن الرحيم ...؛ اين وصيت حسين‌بي‌علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي‌دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »

نتیجه تصویری برای وصیت نامه امام حسین 

امام در وصيت نامه‌اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:

« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته‌ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني‌اميه حکم کند که او بهترين حاکم است.

و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل مي‌کنم و برگشتم به سوي اوست. »

 

منبع: بحارالانوار، 44/329



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 12:03 PM | نظرات(0)

گريختن فراس مخزومي در شب عاشورا

«فراس بن جعده ي مخزومي «خويشاوندي نزديکي با امام داشت؛ زيرا پدرش جعده، مادرش ام هاني دختر ابوطالب بود و از جمله کساني بود که با حضرت حسين عليه السلام براي قيام بر امويان در روزگار معاويه، مکاتبه نموده و به امام در مکه پيوسته، و در طول اين مدت همراه امام بود تا اينکه به عراق رسيد، ولي هنگامي که وي سختي وضع و همدستي لشکريان بر جنگ امام را ديد، هراسان شد و از جنگ ترسيد و رعب و هراس بر او مستولي گشت، امام، پريشانيش را دريافت و به وي اجازه ي رفتن داد و او در تاريکي شب، پاي به فرار نهاد (1) .

نتیجه تصویری برای محرم


و شهادت را به دست نياورد، همچنانکه گروه ديگري نيز پاي به فرار نهادند (2) و به ياري امام رستگار نشدند.

  پاورقي:

(1) انساب‏الاشراف 388 /3. 
(2) حضرت سکينه روايت نموده: شنيدم پدرم را به کساني که همراهش بودند مي‏فرمود: شما همراه من آمديد چون مي‏دانستيد که من به سوي کساني مي‏آيم که از دل و زبان با من بيعت کرده‏اند و اينک مي‏بينيد که شيطان بر آنها چيره شده و ياد خدا را فراموش کرده‏اند و تصميمي جز کشتن من و کشتن کساني که همراه من جهاد مي‏کنند، ندارند و مي‏ترسم که اين را ندانيد و يا بدانيد و از شرم من، پراکنده نشويد و مکر و فريب نزد ما اهل‏بيت، حرام است، پس هر کس ياري ما را نخواهد، امشب براي او پوششي است، پس برود.
سکينه گفت: آنان، ده نفر و بيست نفر، پراکنده شدند و جز کمتر از هشتاد نفر، کسي همراه آن حضرت باقي نماند. اين مطلب را در جلد دوّم بغية النبلاء آمده است.



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:59 AM | نظرات(0)

گریه حضرت زكریا بر امام حسین(ع)

مولایمان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در پاسخ سعدبن عبدالله در ضمن حدیثی طولانی می فرماید:

حضرت زكریا از پروردگارش درخواست نمود كه اسامی پنج تن را به او بیاموزد.

 نتیجه تصویری برای پوستر محرم

جبرئیل(ع) بر او نازل شد و آنها را به او آموخت. هر گاه كه زكریا اسم محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) را می‌برد اندوهش برطرف می‌شد، ولی همین كه اسم حسین(ع) را می برد بغض گلویش را می فشرد و نفسش به شماره می افتاد و گریه اش می گرفت.

روزی گفت: خداوندا، چه سری دارد كه هر گاه اسم چهار نفر از اینان را می‌برم غم و اندوهم برطرف می شود و خاطرم تسكین می یابد، ولی هنگام نام بردن از حسین(ع) اشكم جاری و آه و ناله ام بلند می شود؟

خداوند متعال داستان حسین(ع) را به او خبر داد و فرمود: (كهیعص)(آیه 1سوره مریم) . 

كاف اسم كربلا، هاء هلاك خاندان پیامبر(ص)، یاء یزید كه به حسین(ع) ظلم و ستم نمود، عین اشاره به عطش و تشنگی حسین(ع) و صاد صبر اوست .

زكریا كه این مطالب را شنید سه روز از مسجدش بیرون نرفت و دستور داد كسی بر او وارد نشود و شروع به گریه و زاری نمود و ذكر مصیبت او این عبارت بود: خداوندا، آیا بهترین آفریدگانت به فرزندش مصیبت زده می‌شود؟ آیا چنین مصیبتی بر آستانه آنان فرود می آید؟

منبع : فاطمه الزهرا ، رحمانی همدانی ، بحارالانوار ،ج52،ص84 ؛ شجره طوبی ، ج2 ، ص403



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:55 AM | نظرات(0)

سفيران امام، زمينه‌سازان قيام

عبدالله بن يقطر حميري

«عبدالله» فرزند «يقطر» بوده است. مادرش پرستار امام حسين عليه‌السلام بوده است، همچون «ام‌قيس بن ذريح» كه پرستار دوران شيرخوارگي امام مجتبي عليه‌السلام بوده است.(1) به جهت اين كه مادر عبدالله پرستار امام حسين عليه‌السلام بوده است و امام با عبدالله برادر رضاعي‌اند.(2)

اما حق اين است كه امام حسين عليه‌السلام بر اساس احاديث معتبر تنها از سينه مادرش فاطمه زهرا عليهاالسلام شير نوشيده و گاه از سر انگشت يا دهان مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم تغذيه كرده است.(3)

تاريخ‌نگاران گفته‌اند بعد از اين كه امام حسين عليه‌السلام از مكه خارج شد، پاسخ نامه «مسلم بن عقيل» را نوشت و به «عبدالله بن يقطر» داد تا آن را به مسلم برساند. مسلم در نامه خود عنوان كرده بود كه مردم با او بيعت كردند و شرائط براي آمدن امام مناسب است.

عبدالله تا قادسيه به تاخت رفت تا «حصين بن تميم»(4) او را در قادسيه دستگير كرد. و او را به سوي «عبيدالله بن زياد» فرستاد. ابن‌زياد از رسالت او پرسيد، ولي «ابن‌يقطر» پاسخ نگفت. ابن‌زياد از سفير امام چنين خواست: «تو بايد به بالاي قصر روي و به دروغگو، فرزند دروغگو لعنت كني. پس از فراز قصر پايين آي، تا من رأي خود را درباره تو اعلان كنم». «عبدالله» برفراز قصر رفت تا اين كه بر مردمي كه در پايين ايستاده بودند، مشرف شد.

آن گاه فرمود: «اي مردم! من فرستاده حسين بن فاطمه دختر رسول خدا به سوي شما هستيم تا اين كه او را عليه پسر مرجانه و پسر سميه، آن حرامزاده پسر حرامزاده، ياري و كمك رسانيد.»(5) 

«ابن‌زياد» دستور داد عبدالله را از بالاي قصر به زمين پرتاب كنند. استخوان‌هاي عبدالله شكسته شد. ا

و هنوز رمقي جان در تن داشت كه «عبدالملك بن عمير لخمي» كه قاضي و فقيه كوفه بود، سر رسيد و او را با كارد سر بريد. مردم او را سرزنش كردند. او در پاسخ گفت: «با اين كار خواستم او را راحت كنم».(6)

«ابن‌قتيبه» و «ابن‌عساكر» گويند: امام حسين عليه‌السلام «قيس بن مسهر» را به سوي مسلم فرستاد؛ اما «عبدالله بن يقطر» را به همراه مسلم (به كوفه) فرستاده بود تا هنگامي كه مسلم متوجه شد كه مردم او را تنها نهادند، پيش از اين كه به دست دشمن افتد «عبدالله» را به سوي امام حسين عليه‌السلام بفرستد تا اوضاع را به آن حضرت گزارش كند. عبدالله حركت كرد تا به دست «حصين بن نمير» دستگير و به سوي ابن‌زياد فرستاده شد و آن حادثه به وقوع پيوست.(7)

پيش از اين گذشت(8) كه وقتي خبر شهادت عبدالله يقطر، مسلم بن عقيل و هاني بن عروه به امام حسين عليه‌السلام رسيد، آن حضرت سخت آزرده‌خاطر شد و نوشته‌اي را در برابر جمع ياران اين گونه قرائت فرمود: «اما بعد، خبر فاجعه‌آميز كشته شدن مسلم بن عقيل، هاني بن عروه و عبدالله بن يقطر، به ما رسيده است. البته شيعيان ما، ما را ذليل و خوار كرده‌اند. پس از شما هر كه قصد بازگشت دارد برگردد كه هيچ منعي بر او نيست و بر گردن او چيزي نيست.»(9).

پی نوشت‌ها: 

(1) ابصار العين، ص 93.

(2) الكامل في التاريخ، ج 2، ص 549.

(3) كافي، ج 1، ص 465؛ بحارالانوار، ج 44، ص 198؛ كامل الزيارات، ص 57، ح 4.

(4) شيخ مفيد نام او را «حصين بن نمير» دانسته‌اند. (الارشاد، ج 2، ص 69).

(5) «ايها الناس، انا رسول الحسين بن فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اليكم لينصروه و توازروه علي ابن‌مرجانة و ابن‌سمية الدعي ابن‌الدعي.»

(6) الارشاد، ج 2، ص 71؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 398.

(7) ابصار العين، ص 94.

(8) ر ك: منزل زباله، ش 14.

(9) الارشاد، ج 2، ص 75.



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:47 AM | نظرات(0)

نتیجه تصویری برای ارباب بی سر

 تکریت(1)
 
در کامل بهائی آمده است: چون سر امام حسین علیه‏‌السلام را از کوفه بیرون آوردند، مأموران ابن زیاد از قبایل عرب بیمناک بودند که شاید هنوز قدری از غیرت دینی که در ایشان باقی مانده، آنان را وادارد که سر امام علیه‏‌السلام را از دست ایشان بگیرند، از این روی، دور از جاده اصلی، و از بیراهه حرکت می‏‌کردند!
 
ابومخنف نقل کرده است که: سر مقدس را از شرق «حصاصه»(2) برده و از «تکریت» گذشتند و والی آنجا را از ورود خود آگاه کردند، او افراد بسیاری را با پرچم به استقبال آنان روانه کرد! و اگر کسی از صاحب سر سؤال می‏‌کرد، می‏‌گفتند: خارجی است!(3)
 
مردی نصرانی که آن سر را دیده و آن پاسخ را شنیده بود، با خود گفت: این چنین نیست که می‏‌گویند، این سر حسین بن علی فرزند فاطمه است و من خود در کوفه بودم که او را شهید کردند؛ سایر نصرانیان از این واقعه آگاه شدند و به تعظیم و اجلال آن حضرت ناقوس‌ها را شکستند و گفتند: خداوندا! از شومی و عصیان این قوم که فرزند پیغمبر خود را کشته‏‌اند، به تو پناه می‏‌بریم.
 
کوفیان چون این حال را مشاهده کردند راه بیابان را در پیش گرفته و از آنجا کوچ کردند!(4)

پی نوشت:

۱۳- تکریت بلده‏‌ای است بین بغداد و موصل، به بغداد نزدیکتر است و فاصله آن تا بغداد ۳۰ فرسخ می‏‌باشد و در غرب دجله واقع شده است. (مراصد الاطلاع ۱/۲۶۸).
 
۱۴- حصاصه قریه‏‌ای است نزدیک قصر ابن هبیره و از نواحی کوفه است. (معجم البلدان ۲/۲۶۳).
 
۱۵- از این نقل چنین بر می‏‌آید که حاملان سر از معرفی سر مقدس امام علیه‏‌السلام بیم داشتند، لذا امام علیه‏‌السلام را خارجی یعنی کسی که بر یزید خروج کرده معرفی می‏‌کردند.
 
۱۶- قمقام زخار ۲/۵۴۷.

پایان قسمت سوم

این داستان ادامه دارد



نویسنده امید صبوری ، سه شنبه 11 آبان 1395 11:26 AM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir